شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
263
نفثة المصدور ( فارسى )
طرىّ و تازه و شكوفا و ( جمال ) روزگار برونق و نضارت و طراوت خود بود و سختيها و بلاياى زمان از ( احوال ) تو غفلت داشت . ( و در انديشهء تو نبود ) . اين بيت - چنان كه در ص 231 مذكور افتاده است - از ابو المظفّر الأبيوردىّ است و با تفاوتى اندك در ديوان وى ص 297 آمده است . رك : متن كتاب حاضر ، ص 55 س 1 . ( 322 ) - ص 70 س 3 صاحب اربيل مراد : الملك المعظّم مظفّر الدّين كوكبورى بن علىّ ابن بكتكين است كه پادشاهى نيك نهاد و رحيم دل و خيرانديش بوده و در عصر خويش باعمال خير ، همانند بناى مدارس و خانقاهها و بيمارستانها و نظاير آن ، سخت شهرت داشته و از سال 586 تا هجدهم رمضان 630 - كه سال درگذشت وى است - در اربيل و مضافات آن شاهى كرده و چون فرزندى نداشته قلمرو حكومت خويش را به المستنصر - باللّه واگذار كرده است . رك ، مقدّمهء كتاب حاضر : « مقالهء تاريخى و انتقادى استاد علّامه مرحوم محمّد قزوينى در باب نفثة المصدور و مؤلّف آن » . ( 323 ) - ص 70 س 6 جزاه اللّه خيرا خداى وى را بنيكى پاداش دهاد . ( 324 ) - ص 70 س 7 لا يذهب العرف . . . الخ نيكى و جوانمردى و بخشش در ميان خداى و مردم از ميان نرود ( و فراموش نگردد ) . اين مصراع - كه إرسال المثلى است سخت بديع و نغز و حكمتآميز و پر مغز و در عرف اهل ادب مشهور و مورد تمثّل بسيارى از نويسندگان و اديبان عرب - از أبو مليكة جرول بن أوس بن مخزوم الحطيئة العبسىّ است و تمامت بيت در بسيارى از كتب ادب چنين آمده است :